تبليغاتX
جان سخت - این گونه شیدایی کنم

یکشنبه هجدهم شهریور 1386

این گونه شیدایی کنم

فرصت نشد چشم تو را تفسير شيوايي كنم

در مشق عشق آلوده‌ام اي واي و هي هايي كنم

تفسير لبخند تو از حرف و كتابت بيشتر

حتي اگر تا آخر دنيا قلم سايي كنم

دستان گرمت باز كن، آغوش را آغاز كن

در چشم مردم واژگون ترسيم رسوايي كنم

آغوش نازت باز اگر، زين مردمان رسوا اگر

تا هست ز تو يوسف نشان بازم زليخايي كنم

نقش تو در آيين من ايمان برد هر آينه

با نقش تو آيينه را آيينه‌آرايي كنم

اذن گذر از مرز خود امروز در دستم نهي

تا سرزمين صورت تو بوسه‌پيمايي كنم

چون باد در اندام تو با عطر تو شد بارور

با هر نسيمي بسترم را عودآلايي كنم

امروز در گوي رخت بختم به اشكت پاك شد

مي‌ميرم امشب تا مبادا فكر فردايي كنم

من دوستت دارم چنين، چون بر تو دل بستم چرا

اين گفت‌وگوي ساده را سخت و معمايي كنم؟

 

نوشته شده توسط مظنون در 15:36 |  لینک ثابت   •